![]() |
![]() |
|
| دست نوشته ها |
|
98 درصد دانشجویان و دانشمندان برای سرچ اینترنتی از این روش استفاده می کنند.اونا به سایت aj.com میرن و اونجا در قسمت سرچ یه سوال تایپ میکنن.این سایت به تمام کتابخانه های معتبر دنیا متصله و بهترین جواب ها رو به سوال می ده.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 16:40 توسط مهدی افخمی |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 16:33 توسط مهدی افخمی |
|
سایت برره افتتاح شد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 18:50 توسط مهدی افخمی |
|
|
کلیپ سکینه رو حتما ببینید.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 18:30 توسط مهدی افخمی |
|
|
خیلی وقت بود که می خواستم این ترانه علیرضا عصار رو تایپ کنم ولی نمی دونم چی می شد که هر دفه یادم می رفت. باز بوی باورم خاکستری است صفحه های دفترم خاکستری است پیش از اینها حال دیگر داشتم هرچه می گفتند باور داشتم تیرها زهر حلاحل خورده اند عشقورزان مهر باطل خورده اند باز هم بحث عقیل و مرتضی است آهن تفتیده مولا کجاست نه فقط حرفی از آهن مانده است شمع بیت المال روشن مانده است نه فقط حرفی از آهن مانده است شمع بیت المال روشن مانده است دست ها را باز در شب های سرد ها کنید ای کودکان دوره گرد مژدگانی ای خیابان خواب ها می رسد ته مانده بشقاب ها در صفوف ایستاده بر نماز ابن ملجم ها فراوانند باز سر به لاک خویش بردید ای دریغ نان به نرخ روز خوردید ای دریغ
دیر خواهد کرد روزی روزیت در گلوی مال مردم خوار ها من به در گفتم ولیکن بشنوند نکته ها را مو به مو دیوار ها با خودم گفتم تو عاشق نیستی آگه از سر حقایق نیستی غرقه در دریا شدن کار تو نیست شیعه مولاد شدن کار تو نیست نه فقط حرفی از آهن مانده است شمع بیت المال روشن مانده است نه فقط حرفی از آهن مانده است شمع بیت المال روشن مانده است
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 18:1 توسط مهدی افخمی |
|
|
اگه قصد داری که توی زندگیت موفق باشی ۲تا پیشنهاد بهت می کنم:
۱ـبرای انجام هیچ کاری انتظار جبران نداشته باش. ۲ـاجازه نده هیچ چیزی دقیقا هیچ چیزی توی دنیا ناراحتت کنه چون اگه ارزش خودتو می دونستی برای هر اتفاق کوچیکی خودتو ناراحت نمی کردی. البته من خودم مورد اول رو رعایت می کنم ولی دومی رو نه . یعنی اگه راستشو بخواید دارم دومی رو تمرین می کنم. اعتراف می کنم که کار سختیه. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم دی 1384ساعت 22:15 توسط مهدی افخمی |
|
|
شنیدم که چون غوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد شب مرگ تنها نشیند به موجی رود گوشه ای دور و تنها بمیرد در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب که خود در میان غزل ها بمیرد گروهی بر آنند کین مرغ شیدا کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد شب مرگ از بیم آنجا شتابد که از مرگ غافل شود صبح بمیرد من این نکته گیرم که باور نکردم ندیدم که غویی به صحرا بمیرد چو روزی ز آغوش دریا بر آمد شبی هم در آغوش دریا بمیرد تو دریای من بودی آغوش وا کن که می خواهد این غوی زیبا بمیرد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 17:18 توسط مهدی افخمی |
|
|
برای دیدن سایت آقا محسن چاوشی اینجا رو کلیک کنید.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 18:52 توسط مهدی افخمی |
|
|
وقتی که حقتو می خورن دلت می خواد هرجوری شده اونو پس بگیری ولی وقتی نمی شه دوست داری به زمین و آسمون ناسزا بگی.آره اینا حقایق زندگیه که هممومن با اون برخورد می کنیم ولی چیزی که مهمه اینه که چطوری باید با این حقایق یا بهتر بگم مشکلات روبرو بشیم و از پسشون بر بیایم.یکی از این مشکلات هم امروز برای من اتفاق افتاد یعنی حقمو پایمال کردن.بعد از روزها زحمت که توی زمینم کشیدم نمره ای که حقم بود رو بهم ندادن.و بعد از اعتراض کردن اونو کمتر هم کردن.این چه عدالتیه؟. این چه عدالتیه دقیقا حرفی بود که من به استادم زدم و منجر به کمتر شدن نمرم شد.البته من برای نمره درس نمی خونم ولی اونچیزی که من براش درس می خونم رو اینجا بدست نمی آرم.کسب علم چیزیه که من دنبالشم ولی به دو دلیل به اون شکلی که انتظار دارم به دست نمی آد.اولیش کم بودن معلومات اساتید محترم ودومی بودن معلومات ولی انتقال ندادن به دانشجو.که این دومی از نظر من زجر آورتره.به امید روزی که دیگه حق کسی زایع نشه... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 22:41 توسط مهدی افخمی |
|
|
رهگذار عمر سیری است در دیاری روشن وتاریک رهگذار عمر راهی است بر فضایی دور یا نزدیک کس نمی داند کدامین روز می آید کس نمی داند کدامین روز میمیرد چیست این افسانه هستی خدایا چیست؟ پس چرا آگاهی از این قصه ما را نیست؟ کس نمی داند کدامین روز می آید کس نمی داند کدامین روز میمیرد صحبت از مهر و محبت چیست؟ جای آن در قلب ما خالی است روزی انسان برده عشق و محبت بود جز ره مهر و وفا راهی نمی پیمود کس نمی داند کدامین روز می آید کس نمی داند کدامین روز میمیرد کس نمی داند کدامین روز می آید کس نمی داند کدامین روز میمیرد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 22:38 توسط مهدی افخمی |
|
|
خداوند شبان من است محتاج به هیچ چیز نخواهم بود در مرتعهای سبز مرا می خواباند جان مرا باز می گرداند و به خاطر نام خود به راههای عدالت هدایتم می کند پس چون در بادی سایه موت گام زنم ترسان نخواهم بود. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 22:37 توسط مهدی افخمی |
|
|
جوات (يا به روايتی جواد) كلمهای قديمی و صاحب يك فرهنگ خاص است. امكان توضيح اين فرهنگ وجود نداشته و شرق شناسان و جامعه شناسان بسياری در وصف آن سر به بيابان گذاشته اند، ولی نتوانستهاند تعريفی خاص برای آن بيابند. لذا ما در اينجا با ذكر يك مثال از اين فرهنگ آنرا به شما معرفی میكنيم: شخص جوات، دارای يك پيراهن ميكروپيچ (نوع خاصی از پارچه پيج اسكن) به رنگ بنفش با يك شلوار خانواده (شلواری كه آنقدر گشاد و دارای پيله (پليسه) است كه يك خانواده 12 نفری داخل آن جاميگيرد) مشكی رنگ از جنس كرپ است. كمربند چرمی با يك سگك كه اندازه آن حداقل به اندازه يك پيش دستی يا نعلبكی بزرگ است. كفشهای چرمی پاشنه تخم مرغی (قيصری) كه پاشنه آنرا خوابانده، بدون جوراب. دسته كليد بزرگی به اندازه تمام كليدهای زندان اوين به كمك يك زنجيربه بند شلوارش وصل شده و در جيب شلوارش مقادير كافی اسلحه سرد از جمله پنجه بكس، چاقو ضامن دار (دسته زنجان)، تيغ، زنجير و ... در كنار يك عدد لنگ (دستمال يزدی) موجود است، كه البته لنگ گاهی آويخته به گردن، گاهی دور دست و گاهی در جيب اوست. يقه پيراهن او حداقل تا ناف باز است و دگمه ها فقط جنبه تزئينی دارند. ضمناً يقه پيراهن كاملاً چرك بوده و تقريباً سياه رنگ میباشد ...ساعت سيكو 5 بر يك مچ و مچبند چرمی مشكی بر مچ ديگرش دارد كه زير آن اسم مريم، ليلا، محبوبه يا اسم دختر ديگری كه آخر معرفت و مرام بوده ولی نارو زده و رفته است، خالكوبی شده است. امتداد اين خالكوبی گاهی به روی دست و انگشتان و ساعد و بازو هم كشيده ميشود... در انگشتانش اغلب تعداد كافی انگشتر و در دستش يك تسبيح يازنجير نازك جهت سرگرمی موجود است. اغلب ريش ستاری و سبيل، يا سبيل چخماقی دارد، و در صورتی كه سبيلش تراشيده شود تا چند روز نميتواند به راحتی تعادل خود را حفظ كند. موهای او هميشه مرتب، چرب و پشت مويش تا پائين يقهاش بلند میباشد. روی صورت و دستهای اين شخص اغلب جای چند بخيه مشاهده میشود. يك زنجير طلا كه به آن بر حسب سليقه يك آويز با طرح شمشير، اسم يك دختر، يا هر چيز ديگری متصل است به گردن دارد. يك طرف سينه او قلنبه است چون در جيب پيراهنش يك پاكت سيگار خفن از جمله سيگار مگنا دارد .اين قبيل افراد اگر سوار سیجی125 نباشند، اكثراً در يك دستگاه خودرو با مشخصات ذيل مشاهده میشوند: اين خودرو اغلب يك پيكان مدل قبل از 52، بدون تصادف و رنگ خوردگی، به رنگ سبز يشمی، قرمز جگری يا پيكان جوانان ليمويی و اخيراً گاهی پيكان صفر سفيد يخچالی ميباشد، معروف به Full Javaad Sysytem.معمولاً كمك فنرها خوابيده و خودرو روی زمين ميخزد، درها كاملاً رگلاژ و با يك اشاره كوچك بسته میشوند، تعداد زيادی آينه در آن كار گذاشته شده، كه حد اقل آن عبارت است از: آينههای استاندارد خودرو، دو عدد آينه بغل محدب، يك آينه محدب عريض (50 سانتيمتری) در وسط، دو عدد آينه در طرفين داشبورد در داخل، دوعدد آينه روی گلگيرها، دوعدد آينه گرد محدب كوچك در دو گوشه بالای شيشه جلو. يك عدد كله عروسك كه قبلاً داده اند منزل (عيال محترم، همسر آقای جوات!) آنرا آرايش كند آويزان است. علاوه بر اين كله، اشيای زياد ديگری نيز در اين آويزگاه به چشم میخورد از جمله يك قرآن كوچك، انواع اشيای فلزی زينتی و اخيراً انواع بوگير و خوشبو كننده اتومبيل. همچنين در دو طرف شيشه جلو، و سمت چپ شيشه عقب، انواع پرچمهای كوچك و تبليغاتی شركتهای اتومبيلسازی، و پرچمهای كشورهای مختلف زير هم رديف شدهاند. لازم به ذكر است كه تودوزی اين خودرو فابريك بوده و روی آن يك روكش كركدار به رنگ مشكی كشيده شده است .جلوداشبورد و قسمت داخلی دربها از جنس چوب و فابريك كارخانهای می باشد. اين چوبها هميشه پارافين زده، براق و تميز هستند. در بخش داخلی دربها، جائيكه شيشه بالابر نصب شده، تمام سطح از يك نايلون محكم و بيرنگ يا آبی كمرنگ پوشيده شده و زير آن عكسهای انواع هنرپيشههای هندی، راكی، آرنولد و ... موجود است. روی درب جاسيگاری جلو(كه بالای ضبط قراردارد) يك عكس عروس و داماد(عكس عروسی آقای جوات) نصب شده كه اگر مرد غريبه سوار شود درب جاسيگاری را باز می كنند تا عكس اندكی رو به پائين شده و توسط نامحرم ديده نشود... كليد كوچكی روی درب داشبورد موجود است (كليد داشبورد) كه يك جاكليدی مناسب و حجيم به آن آويزان میباشد .سيستم صوتی اين خودرو از نوع دالبی استريو می باشد. ترجيحاً سونی 56، (سونی 60 ساخت بازار مشترك و ارزان قيمتتر است) يا در صورت وجود امكانات مالی، يك سيستم CD CHENGER در صندوق عقب. به هر حال چهار عدد باند بزرگ (معروف به خربوزهای)، دوعدد در زير شيشه عقب و دو عدد داخل دربهای جلو، يك ساب ووفر زير شيشه عقب، و دو عدد تويتر كوچك در دوطرف بالای شيشه جلو. در صورت امكان نوار گوپس گوپس، نواری كه فقط صدای سنج از آن شنيده شود، يا جواد يساری هم شنيده شده است. دو عدد بوق بنزی و دو عدد پروژكتور بسيار قوی جلوی خودرو نصب شده است. توجه داشته باشيد كه شخص جوات بسيار نسبت به خودروی خود حساس و غيرتی بوده و آنرا بالاتر از ناموس خود میداند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم دی 1384ساعت 21:58 توسط مهدی افخمی |
|
|
غول برره یك دفعه از كجا پیدا شد؟
- رفته بودم سر لوكیشن برره كه یكی از دوستان قدیمی ام (محسن چگینی، تهیه كننده كار) را ببینم. آقای مدیری من را دید و گفت: دوست داری بازی كنی؟ گفتم: بدم نمیآید. مخصوصا این كه ده سال هم از سینمای ایران دور بودم. * یعنی توی این ده سال در خارج از كشور توی سینما فعالیت داشتید؟ * قسمت اولی كه شما را توی سریال برره نشان دادند، خیلیها می گفتند این، كار كامپیوتر است. * قدتان چقدر است؟ * ورزش هم میكنید؟ * توی برره نمیخواهید بوكس كار كنید؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم دی 1384ساعت 21:48 توسط مهدی افخمی |
|
|
ظاهرا تصویر زیر در حال حرکته. ولی واقعیت اینه که هیچ حرکتی در کار نیست و این خطای دید شما است.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم دی 1384ساعت 21:43 توسط مهدی افخمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در آبان ماه سالی زیبا شانس ورود به این جهان را یافتم.از ابتدا در این فکر بوده ام که از بدیها بپرهیزم و با خوبی ها بیامیزم.هنوز هم بر این باورم...
|
| پیوندهای روزانه |
|
تست کردن سریال گوشی موبایل اطلاعات گوشی موبایل yahoo messenger ایران سلامت کتابخانه امید ایران بانی تک p30world سخن صادق هدايت ناظم سرا آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 |
|
RSS
|